گربه و سگ و باران
گربه و سگ دارند پیاده به مدرسه میروند.
ناگهان باران شدیدی شروع به باریدن میکند.
خوشبختانه، فیل درست...
گربه و سگ و پروانه
گربه و سگ سعی میکنند یک پروانه بگیرند.
اما خیلی سریع!
چطور آن را خواهند گرفت؟
گربه و سگ و تخم مرغ
گربه و سگ یک تخم مرغ پیدا میکنند.
کاملاً تنها.
تخم مرغ میتواند مال چه کسی باشد؟
گربه و سگ و توپ
شعرهایی در مورد عشق در راه یک ماجراجویی جدید هستند.
آنها قرار است با یک توپ بازی کنند.
گربه و سگ و سیب زمینی شیرین
گربه و سگ گرسنه هستند.
آنها میخواهند غذا بخورند.
اما ناگهان شامشان را از دست میدهند!
چطور...
گربه و سگ و کلاه
گربه و سگ یک کلاه جدید دارند.
اما ناگهان باد میآید و کلاههایشان را میبرد.
دیگر نمیتوانند به...
گربهای که از روی کاناپه بلند نمی شُد
گربهای بود که کارش فقط بخور و بخواب بود.
آنقدر تنبل بود که حاضر نبود از روی کاناپه بلند...
لُغْزُ الفُقَاعَة
عِنْدَما تأْخُذُ صُوفِي حَمَّاماً مَعَ عائِلَتِها في الجَدْوَل تَجِدُ نَفْسَها مُحَاطَةً بِكُلِّ أَنْواعِ الفُقَاعاتِ الغَرِيبة.
مِن أَين يُمْكِن أَن...
لما طار البالون
فَرِحَ الصَّبِيُّ عِنْدَما حَصَلَ عَلى بالونٍ! لَكِنَّ خَيْطَهُ طَويلٌ، سَيَمْتَدُّ لِيَجْمَعَ ابْتِساماتِ كُلِّ مَنْ مَدَّ يَدَهُ لِيَلْتَقِطَه...
رُبَّما تَلْتَقي...
لَميس في قِمَّةِ الشَّجَرة
تَعُودُ لَمِيس إلى المَنْزِل في وَقْتٍ مُتَأَخِّرٍ للغايَة.
إنَّهُ تَقْريباً وَقْتُ النَّوم.
تُرِيدُ أُمُّها أَن تَعْرِفَ أَين كانَت.
حَكَت لَميس...
لولا على القَمَر
والدا لولا يتجادلان. فكرت لولا٬ آه لو كنت فقط على سطح القمر.
نجمة أمنية تأخذها إلى القمر.
لكن...

لا!