المكعب السحري
شقيق بيبي لديه قلم جميل.
تنتظر بيبي ذهاب شقيقها إلى المدرسة لتأخذ القلم وتكتب به!
عندما تفتح الدرج،...
النَّحَّات اليَابَاني
إِنَّ النَّحَّاتَ اليَابَانِيَّ غَيْرُ رَاضٍ عَن عَمَلِه الشَّاق.
يَتَمَنَّى النَّحَّاتُ أَنْ يَكُونَ مَلِكَاً، وَلَكِنَّهُ يَظَلُّ غَيْرَ رَاضٍ.
يَتَمَنَّى...
النظارة السحرية
يأتي الخال فادي في زيارة سعيدة، ومعه نظارة عجيبة، فيفرح أولاد الأخت تيم وليلى.
ما سر هذه النظارة؟
...
الهدف
قَدْ تَحْدُثُ لَكَ مُشْكِلَةٌ أوْ يَقَعُ عَلَيْكَ ظُلْمٌ، فَتَحْزَن... لَكْن، عَلَيْكَ في هَذِهِ اللَّحْظَةِ أنْ تَخْتار: إمّا أنْ تَتَوَقَّفَ لِتَبْكي...
امشب شام چه میخوریم؟
سام میخواهد بفهمد که امشب شام چه میخورند.
مادرش آب را در قابلمه میریزد.
سام میگوید: «امشب شام...
باغچه یِ رویِ بامِ پِدَربُزُرگ
هر آخَرِ هَفته جَک سَری به باغچه یِ پِدَربُزُرگ می زَنَد.
پِدَربُزُرگ یک باغچه یِ رویِ بامِ قَشَنگ دارَد.
برقص، لیزی!
لیزی کلاس باله میرود.
همه بچههای کلاس برای این اجرای بزرگ تمرین میکنند.
لیزی برای اجرا نگران است،...
بركان مقابل منزلي!
كَيْفَ اسْتَطاعَتْ «مَيْس» وأُمُّها اسْتِكْشافَ البُرْكانِ عَنْ قُرْبٍ؟ هَلْ نَسْتَطيعُ فِعْلَ ذَلِكَ حَقًّا؟ تَعالَوْا نُشارِكْهُما المُغامَرَةَ ونَتَعَلَّمْ مَعَهُما أكْثَرَ عَنِ...
بستنی برای پیشی
ریک بستنی میخَرد.
یک بستنی هم برای پیشی.
اما همه چیز خراب میشود.
یعنی درست میشود؟!
بسكَويت للبَيْع
كَانَ هُناكَ نَمِرٌ صَغِيرٌ يُحِبُّ أَن يَخْبِزَ الكَعك.
ولَكِن غَالِباً ما يَتَبَقَّى لَدَيه الكَثير من الكَعك المُخَصَّصِ للبَيع.
...
بهترین دوستِ من
این کتاب دربارهی دختری است
که خیلی دوست دارد بهترین دوستش
از درون آینه بیرون بیاید.
وقتی...
بو و بابس در باران
بو و بابس داخل هستند.
آن ها باران را تَماشا می کنند.
داخِل خَسته کُننده و بیرون خیس...
